ميرزا خانلرخان

23

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

لازم شد . قونسول آدمى به طلب اسباب به گمرك فرستاد . ابا كردند . قونسول گفت : اگر واقعا عوض كردن لباس لازم است ، خود به گمرك برويد ، لباس را همانجا عوض كرده به منزل بياييد . القضه آدم به آن خوبى و بيچارگى نديده بودم . * * * روز پنجشنبهء بيست و هفتم ، با كشتى آتشى نمسه « 1 » عازم و روانهء اسلامبول شديم . آن‌روز و روز ديگرش تا ظهر آسوده آمديم . از آن به بعد دريا بناى تلاطم گذاشت . دو روز و دو شب حالتى بود كه نعوذ باللّه . احدى آنى ايمن و آسوده نبود . خير از مفاد آيهء شريفه نماند مگر اينكه به راى العين مشهود افتاد و اكنون نيز مشهود است كه در آق‌دنگيز « 2 » داعى مخلصم و از هيچ طرف ساحلى به نظر نمىآيد . منت خدا را كه بركت همت بزرگان ، از اين ورطه جان به سلامت بردم . كشتى مزبور در قرادنگيز على الرسم ، در چهار اسكله قدرى توقف كرد . اول قريه‌ايست مسمى به « اردو » در دامنهء كوه و مشرف به دريا ، جاى بسيار با صفايى است . ساعتى در آنجا مانده دادوستدى كه لازم بود كرد . دويم قريه‌ايست مسمى به « سامسون » از اولى معمورتر . ميوه‌هاى خوب دارد . اغلب توتونهاى اسلامبول از آنجا و محال قريب به آنجا مىرود . تجارت عهده از توتون آنجا مىشود . چنانچه با همان كشتى پانصد بار حمل شد . سيم « سيناپ » . آن نيز قريه‌ايست نظير سامسون . اما بحسب تجارت از آن كمتر است . چهارم « ايناب اولى « 3 » » قريهء محقر منقحى است . اما بحسب صفا و قشنگى نظير آنهاست . همه متصل به دريا و در دامنهء كوه از يك طرف همه منازلشان ناظر به دريا و از ساير اطراف به كوه و جنگلهاى خيلى باصفا . گويا اهالى و سكنهء آنها جميعا متمول و صاحب مكنتند كه يك عمارت و خانهء مخروبه يا خانه كه به نظر پست

--> ( 1 ) - نمسه يعنى آلمان . ( 2 ) - آق‌دنگيز يعنى درياى اژه يا مديترانه . ( 3 ) - اينه‌بلو